جز از خود شکست نخواهیم خورد

حماسه هفتم اسفند انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان با حضور پر شکوه مردم رقم خورد

 عوامل هشت گانه شکست اصولگرایان

یادداشت روز- سید رامین موسوی

- جز از خود شکست نخواهیم خورد

 عوامل هشت گانه شکست اصولگرایان؟

- حماسه هفتم اسفند انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان در حالی با حضور پر شکوه مردم رقم خورد که شرایط منطقه از یک سو، تلاش نفوذی ها از سوی دیگر و برگزاری اولین انتخابات پس از برجام، جو انتخابات را تحت تاثیر خود قرار داد، حضور حدکثری مردم در انتخابات بار دیگر خواب شوم دشمنان را آشفته کرد.
 نتایج انتخابات اخیر در تهران را حتی خوش بین ترین رجل سیاسی اصلاح طلب و بدبین ترین رجل سیاسی اصولگرا هم نمی توانست پیش بینی کند 
در یک نظام مردمسالار، آن هم از جنس اسلام که رای مردم را حق الناس می داند، پیروزی و شکست در انتخابات یک امر طبیعی، سیال و باور پذیر است این شکست ها و پیروزی ها می تواند دلایل و عوامل مختلف و متفاوتی داشته باشد. پس از اعلام نتایج و شکست بی سابقه و قاطع اصولگرایان در تهران از جریان رقیب موجی از ابهامات و پرسش ها درباره چیستی و چرایی در اذهان عمومی شکل گرفته است که مختصرا  نگارنده، علل شکست اصولگرایان در تهران را عوامل هشت گانه زیر بررسی کرد


1- نگاه راهبردی غلط اصولگرایان:
 شکست هژمون 12 ساله اصولگرایان در سیاسی ترین رقابت کشور بسیار معنی دار بود در این دوره که مردم به لیست ها رای می دادند تا اشخاص، اصولگرایان با نگاه راهبردی غلط تمام کرسی های مجلس تهران را واگذار کردند.
   اولین خطای راهبردی آنها این بود که گمان می کردند چون به حاکمیت نزدیک ترند و طی این دو دهه برخلاف اصلاح طلبان زاویه ای با حاکمیت از خود نشان ندادند و هیچ در مسیر خلاف جهت نظام قدمی برنداشته اند همواره اقبال عمومی به سمت آنهاست. و مردم آنها را تکیه گاه و امین خود می دانند. 
دومین خطای راهبردی آنها، روی آوردن به "وحدت به هر قیمت"  بود آنها سعی کردند انشقاق پنج سال اخیر احزاب و جبهه های درونی خود را  در یک دوره کوتاه با حضور آیات سه گانه عظام حل وفصل کنند. فعلی که عمیقا دشوار به نظر می رسید. که در نهایت به دلیل وحدت دیر هنگام و پایبند نبودن همه رجال این حزب به این ائتلاف، نه تنها به نتیجه ی دلخواه نرسید بلکه قاطعانه شکست خورد   

سومین خطای راهبردی آنها،" تنگ تر کردن چتر اصول گرایی" بود انشقاقی که پس از فتنه88 به وجود آمد. افرادی که هستی سیاسی خود را مدیون این حزب هستند را بخاطر مواضع متفاوت شان در برخی مسائل مدیریتی سیاسی دفع کردند که در نهایت جذب جناح رقیب شدند .  صرف نظر از اینکه آنها                
چرا زاویه پیدا کردند باید این سوال از اصولگرایان پرسیده شود چرا برخی رجال تربیت شده شما در وقت ثمردهی، با افکار رهبران این جناح موضع پیدا کردند و به سمت جناح رقیب غش کردند؟ آیا موافق بودن با برجام و رفع حصر و... باید به منزله دفع این افراد تلقی شود؟ آیا نمی شد چتر  اصولگرایی وسیع تر می شد و این افراد را با همین نظرات متفاوت از اصولگرایان، در دل خود هضم و حل کرد؟ به اعتقاد نگارنده دفع افرادی  که نظریات مشترکی من باب حکومت دینی، ولایت فقیه ، جمهوریت اسلامی و دیدگاه های فرهنگی نظیر حجاب و آزادی های اجتماعی (محدود به نظر اسلام) با اصولگرایان داشتند اشتباه استراتژیک بود و سود این راهبرد غلط را امروز جناح رقیب برده است  
 فقدان شخصیت‌های "کاریزما" در لیست منتشر شده،از دلایل اصلی عدم وفقیت آنها در انتخابات بود

چهارمین خطای راهبردی و استراتژیک آن ها "هراس از پیروزی جناح رقیب" بود. تزریق این تفکر در دل جامعه آثار مطلوبی برای آنها به جای ننهاد 


  2- شکاف اجتماعی جریان اصولگرایی  
 به نظر حقیر اصلی ترین دلیل شکاف اجتماعی اصولگرایان در انتخابات اخیر، این بود که اصولگرایان کمتر به مسائل معیشتی توجه داشتند و دارند. در این دوره اصولگرایان با پوشش این ضعف خود، شعار معیشت سر دادند ولی آنطور که باید مورد توجه مردم قرار نگرفت. چرا که بخشی از مردم می گفتند چرا در دولت سابق که اوضاع اقتصادی در مقاطعی بد تر از اوضاع فعلی هم شده بود، جریان شما به معیشت توجه نکرده بود و سکوت اختیار می کردید؟ چرا به یکباره آنها نگران این موضوع شدند؟ لذا شعار اصلی ائتلاف اصولگرایان، در کف جامعه خریدار نداشت. خود اصلاح طلبان هم که همواره شعار معیشت و نان و قدرت خرید و ... را مطرح می کنند ضعف عمده شان این است که گرایش برنامه ریزی اقتصادی شان بیشتر به سمت اقشار مرفه است تا قشر فقیر و مستضعف .  ولی با این وجود مردم دغدغه مندی اصلاح طلب ها را در باب معیشت بیشتر باور کردند تا اصولگرایان را.

   
3- غرور تشکیلاتی:
شناخت روحیه مردم به دلیل پیچیدگی خاص این ملت که ناشی از تاریخ پیچیده اش است دشوار است. ملت ما علی رغم اینکه با معیارهای بین المللی در انتخابات های گذشته، رفتار حرفه ای از خود نشان ندادند ولی با سنجش داخلی و ملی خود، به این نتیجه می توان رسید که همواره آرای معناداری به صندوق ریخته اند. آرا 20 سال اخیر مردم ایران جمع اضداد است. با نگاه جامعه شناختی به این نتیجه خواهیم رسید که مردم به گزینه ای رای دادند که بیشترین تشابه را به نیازهای مادی معنوی شان داشت در یک دهه اخیر مردم به خاطر عملکرد ضعیف و گاها هنجارشکنانه جناح اصلاح طلب و زاویه گرفتن با نظام و رهبری بالاخص در فتنه امریکایی اسراییلی 88،  به جناح اصولگرا روی آوردند و آنها را تکیه گاه سیاسی خود قرار دادند. این تغییر جهت مردم اصولگرایان را در پسا فتنه دچار غرور کرد و به زعم شان همواره سپهر سیاسی کشور را خود اداره می کنند غافل از اینکه مردم نشان دادند برای هیچ گروه و حزبی تعارف قائل نیستند. فوری نسبت به کنش ها واکنش نشان خواهند داد چرا که مردم می فهمند که کار تشکیلاتی فقط لیست معین کردن نیست و محتوای به اقتضای نیاز زمان لازم است

غرور تشکیلاتی این جریان باعث شد فرآیند جوان گرایی فراموش شود در حالی که روح این جریان نیاز به دمیدن خون تازه داشت. جوان گرایی، اضافه کردن چند جوان، به لیست ائتلاف نیست بلکه باید در بدنه اجتماعی جریان خود ، گردش نیرو صورت گیرد و حضور چند شخص مشخص در دو دهه زمینه رشد دیگران را کند کرد و به نوعی فرصت سوزی  شد البته دولت احمدی نژاد (با تاکید بر انتقادهایی که وارد است) جوان گرایی را اجرا و به آنها اعتماد  کرد که برای پیشرفت و تحقق آرمان و گفتمان انقلاب نتیجه بخش و پر ثمر هم بود لذا معتقدم اصولگرایی باید از یک لفظ ساده، به یک جریان واقعی مردمی تبدیل شود. اصولگرایان نیاز به جراحی عمیق محتوای تشکیلاتی خود  دارند این جراحی نه تنها نیاز، بلکه لازمه تداوم حیاط اصولگرایی است . 


4-عملکرد برخی نمایندگان مجلس نهم:
بی شک در مجلس هشتم و نهم پدیده هایی در جریان اصولگرایی رشد کرد که جنجال آفرینی آنها بیش از نقد های منصفانه آنها بود. گاها رفتارها و موضع گیری های غلط و خارج از ادب ، ادعاهای اثبات نشده و برهم زدن سخنرانی نماینده تیپ فکری مقابل شان که بارها و بارها مقام معظم رهبری بر آن صحه گذاشته بودند، هزینه زیادی را برای این جریان به بار آورد البته شانتاژهای تبلیغاتی رسانه های اصلاح طلب و بزرگنمایی حوادث مجلس هم تصویر خشونت طلبی از این افراد به مردم نشان داد ولی در مجموع رفتارهای عده ی قلیل نماینده، در دوری جستن مردم از اصولگرایان تاثیر گذار بود لذا جریان اصولگرایی باید پالایش اساسی در چینش نیروهای خود کند


5- دفاع غیر معمول و به دنباله آن تخریب غیرمعمول دولت سابق: 
  ظهور یکباره احمدی نژاد و رسیدن به صدر سپهر سیاسی، اجرایی کشور، با گفتمان دینی و انقلابی خود موجی از محبوبیت را در بدنه مردم، بالاخص اصولگرایان به همراه داشت. عدالت خواهی، زنده کردن گفتمان انقلاب، توجه به محرومین، ساده زیستی و کاریزمای متفاوت شخص احمدی نژاد او را در دل مردم جا داده بود. محبوبیت وی به حدی رسیده بود که رجال اصولگرا ضعف های دولت هشتم را، نه تنها نادیده گرفته بودند بلکه انکار می کردند تنها تعداد اندکی به ضعف های ایشان اذعان داشتند. اما پس از خانه نشینی 11روزه احمدی نژاد و چهره شدن مشایی، موج انتقادها از جبهه خودی به وی سرازیر شد. بی تدبیر، خود رای، مستبد، جو گیرو حتی جن گیر و  رمال چکیده ای از تعابیری ست که به احمدی نژاد روانه کرده بودند او و جریان انحرافی(بخوانید مشایی و چند نفر) را بزرگترین خطر از صدر اسلام تا کنون معرفی کردند. این دو گانه گی مردم را به این باور رساند که این جریان استقلال و هویت سیاسی لازم راندارد. دقیقا عکس این برخورد در جریان رقیب نقطه قوت آنها است در اردوگاه اصلاح طلبان بسیار مقید به پیروی از رهبر سیاسی خود هستند. فتنه78 که لکه ننگی بر پیشانی این جریان بود رخ داد ولی کوچکترین اعتراضی به رهبر سیاسی خود نداشتند. معرفی نامزد مورد حمایت رییس دولت اصلاحات در سال84 عامل پراکندگی و انشقاق آراء آنها شد اما یک انتقاد ساده هم در مجامع عمومی به او نکردند. فتنه88 با آن همه لایه پیدا و پنهان دست های نحس و نجس امریکا وغرب را به وجود آوردند ولی هنوز که هنوز است از رهبر خود عدول نمی کنند. و همواره خود و هویت خود را مدیون ایشان هستند به طوری که خوش خیم ترین اصلاح طلب وفادار به نظام با یک اشاره رهبر سیاسی خود(بخوانید یکی از سران فتنه88) کنار می رود و اطاعت پذیری تشکیلاتی را به رخ جناح رقیب می کشد.اصلاح طلبانی که نسبت به اصول خود، اصولگراتر بودند. در واقع باید گفت  اصولگرایان با تخریب غیرمعقول احمدی نژاد(که بسیار به او انتقاد وارد بود) جاده صاف کن شرایط موجود شدند.    


6-عدم جزب قشر خاکستری: 
عموم مردم همواره با انگیزه حزبی، سیاسی رای نمی دهند در مقتضای زمان تصمیم می گیرند می مانند صبر می کنند کنش ها و واکنش ها را رصد میکنند و بعد تصمیم می گیرند.  گروهی از مردم که اکثریت آن را شامل می شوند، انگیزه و دغدغه سیاسی ندارند و به هیچ حزب و جناح خاصی وابستگی و علقه ندارند به این جامعه، قشر خاکستری گفته می شود. بررسی آرا 20 ساله نشان می دهد که آن کسی پیروز شد که روزهای منتهی به انتخابات رای قشر خاکستری را همراه خود کرده باشد  با وجود اینکه سال 84 و 88 این قشر به اصولگرایان روی آورد ولی در این دوره شعارهای آنها در جذب قشر خاکستری بی تاثیر بود 

اصولگرایان طی چند سال اخیر به معنای واقعی کلمه مردم داری نکردند. ارتباط شان با کف جامعه به حداقل رسید. جناح رقیب که در کما به سر می برد و منزوی شده بود از این شکاف و فاصله نهایت استفاده را برد و ارتباط خود را با بدنه مردم حفظ و البته تحکیم بخشید و توانست عقاید خود را به ذهن مردم تثبیت کند

7- دو قطبی سازی های کاذب:
 در عالم سیاست، دوقطبی اصلاح طلب و اصولگرا خطاست. چرا؟ چون اصولگرایی نه در مفهوم و نه در مصادیقش با تمام اجزا و شرایطش مقابل اصلاح طلبی نیست. رهبری بارها تاکید کرده اند که چنین دسته بندی هایی را قبول ندارم و اتفاقا اصولگرایی و اصلاح طلبی را دو جناح مکمل برای رشد و تعالی کشور می دانند. تعبیر معروف ایشان اصولگرایی اصلاح طلبانه است.
 دوقطبی های غیر واقعی چندین آفت دارد که یکی از مهمترین های آن وحدت شکنی و تفرقه و اختلاف افکنی -نه تنها در- سیاسیون بلکه در جامعه-- است. از طرف دیگر تاکید بر دوقطبی های واقعی وحدت ساز است و وفاق و همدلی ایجاد می کند.. مانند دو قطبی
انقلابی- ضد انقلابی. 

هر دو جناح علاقه وافری به دو قطبی سازی دارند ولی اصولگرایان در پسا فتنه بیشتر از اصلاح طلبان کوس فضای دوقطبی را در جامعه به صدا درآوردند لذا چون این دو قطبی ها برای عموم مردم ملموس و باور پذیر نبود آن را توهم می پنداشتند.

  8- لیست انگلیسی و ضد انگلیسی:

اکثریت مردم ایران درطول تاریخ با مداخله خارجی ها در امور کشور خود مخالف بودند و هر نوع وابستگی به کشورهای دیگر بویژه آنکه آن کشورسابقه استعماری داشته باشد، امری ناپسند می دانند . بویژه اگر کسی به وابستگی به روباه پیر متهم می شد ، قطع یقین میان مردم جایگاهی نداشت. تخریب آیات عظام جنتی یزدی مصباح امری بی سابقه و تعجب براانگیز بود. رسانه انگلیسی بی بی سی که حفظ و بقای خود، در تفرقه است در چهره ای نو ظهور پیدا کرد. در پی این حیله ی نو، جبهه اصولگرا لیست آقای هاشمی را به انگلیسی بودن متهم کرد. در یک هفته منتهی به انتخابات، کلید واژه لیست انگلیسی و ضد انگلیسی مطرح شد. برآیند اصولگرایان این بود با پوشش عظیم تبلیغاتی این راهبرد رسانه ای را خنثی و گوی را به سمت میدان جناح رقیب پرتاب میکنند تا مردم به لیست رقیب رای ندهند. دقیقا عکس این اتفاق افتاد. در حالی که اگر از کنار این تفرقه که ماهیت آن مشخص بود به راحتی می توانستنند عبور کنند هرگز رییس مجلس خبرگان و آیت الله مصباح یزدی محجور نمی مانند. ولی متاسفانه در پازل تعریف شده و لیست هاشممی را انگلیسی خطاب کردند و از خدا خواسته در زمین دشمن بازی کردند. مردم که برای شان قابل باور نبود افرادی که از فیلتر شورای نگهبان این نظام عبور کرده باشند به انگلیسی بودن متهم شوند لذا دقیقا به همان لیست به اصطلاح انگلیسی رای دادند که نتیجه آن شد آن چه شد.
 بدتر از  خطاب کردن لیست انگلیسی رقیب، کوفی خواندن مردم تهران بود که جای بسی تامل و تاسف را به همراه داشت. چگونه است که هر وقت مردم تهران به تفکر شما رای می دهند انقلابی و فهیم خطاب می شوند اما اگر پس از12سال برای مقطعی از شما روی گردان شوند کوفی خطاب می شوند؟ کوفی خطاب کردن آنها، عین قدر نشناس است همین مردم چند روز قبل از انتخابات حماسه22بهمن و 9دی و... را آفریدند همانطور که نباید به خاطر اقبال شهرستان ها به اصولگراها آن ها را عقب مانده سیاسی خطاب کنیم حق هم نداریم مردم تهران را بخاطر انتخاب شان کوفی بنامیم. 

در پایان ذکر این نکته را لازم میدانم که اصولگرایان به استراتژی غلط خود در این دوره باختند آنها باید ضعف های خود را ترمیم کنند تا مجددا اقبال عمومی به سمت آنها روانه شوند نباید شکست بی سابقه و سهمگین خود را پشت پیروزی در شهرستان ها پنهان کنند. هر چند که پنداشت نگارنده این است که آنها در کوتاه مدت نمی توانند این ضعف ها را برطرف کنند. اصولگرایان در سال های اخیر بر این باور بودند که می توانند بعد از احمدی نژاد صاحب گفتمان شوند و با گرفتن علم اصولگرایی از احمدی نژاد خود صاحب علم شوند ولی در انتخابات 92 و 94 وزن آنها بدون احمدی نژاد مشخص شد. لذا معتقدم بیش از آنکه احمدی نژاد به جریان اصولگرایی نیاز داشته باشد، اصولگرایان به او نیاز دارند و در انتخابات 96 تنها گزینه ای که می تواند به عنوان رقیب جدی روحانی مطرح شود محممود احمدی نژاد است و گر نه مجبورند 4سال دیگر دولت تدبیر و امید را تحممل و تجربه کنند که بعید به نظر میرسد روحانی را به احمدی نژاد با تمام انتقادهایی که به او دارند ترجیح دهند           
    


کد خبر: 2205

تاریخ خبر: